تحولات منطقه

آن‌گونه که اسناد تاریخی نشان می‌دهد، خراسان نه فقط یکی از مناطق تأثیرگذار؛ بلکه از نخستین دربارهایی است که فارسی را زبان رسمی اعلام کرد. کهن‌ترین متون علمی، ادبی و دینی که به این زبان نگاشته شد، همه و همه رگه‌هایی عمیق از خراسان دارند.

سایه‌روشن جغرافیای فرهنگی زبان فارسی در جهان امروز
زمان مطالعه: ۶ دقیقه

آن‌گونه که اسناد تاریخی نشان می‌دهد، خراسان نه فقط یکی از مناطق تأثیرگذار؛ بلکه از نخستین دربارهایی است که فارسی را زبان رسمی اعلام کرد. کهن‌ترین متون علمی، ادبی و دینی که به این زبان نگاشته شد، همه و همه رگه‌هایی عمیق از خراسان دارند. در مطلب پیش رو، فرزاد قائمی، عضو هیئت علمی زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فردوسی مشهد، از نقش بی‌بدیل این سرزمین در شکل‌گیری، تثبیت و حتی بازتولید سبک خراسانی در شعر معاصر می‌گوید و از غفلت امروز ما از پیوندهای فرهنگی با فارسی‌زبانان فراتر از مرزها سخن می‌راند.
عضو هیئت علمی زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فردوسی مشهد در گفت‌وگو با طوس در خصوص نقش خراسان در شکل‌گیری و تثبیت فارسی دَری پس از ورود اسلام، اظهار می‌کند: خراسان در فرهنگ ایران پس از اسلام؛ به ویژه در سده‌های سوم و چهارم موتور محرکه احیای فرهنگ و تمدن ایرانی و در ابعاد وسیع‌تر بخش مهمی از تمدن اسلامی بود؛ به ویژه اینکه ما می‌بینیم در سده‌های اول تا سوم بیش از ۲۵۰ سال، مجموعه قلمرو فلات ایران تحت استقرار حاکمیت سیاسی خلفای شام و پس از آن به ویژه بغداد به سر برده و در این زمان تنها زبان رسمی کتابت در کل قلمرو بلاد اسلام، عربی بود. در این دوره تنها متون غیرعربی که هنوز تا قرن سوم در بخش‌هایی از ایران کتابت می‌شد، متون پراکنده پهلوی بود که به زبان پارسی میانه توسط بخشی از بازمانده موبدان زرتشتی نوشته می‌شد و به تدریج رو به افول و کمتر شدن رفت.
قائمی ادامه می‌دهد: در این زمان است که کتابت زبان فارسی دَری از شرق فلات ایران که دست‌کم تا قرن سوم هجری سابقه آن وجود نداشته، به عنوان زبان رسمی برای نوشتن آن هم با خط عربی که خط قرآنی بوده و به نوعی پیوندی با پذیرش فرهنگ اسلامی هم داشته، آغاز شد. نخستین جایی که زبان دری رسمیت پیدا کرد، در سیستان سال ۲۵۱ هجری بود که یعقوب لیث صفاری، زرنگ سیستان را به تصرف درآورد و زبان فارسی دری را به‌عنوان زبان رسمی پایتختش برگزید و به روایت تاریخ سیستان، شاعران را تشویق کرد که به پارسی شعر بگویند.

زبان فارسی در خراسان؛ آغازکننده رسمیت‌بخشی به زبانی برای اتحاد فرهنگ‌های ایرانی

وی با بیان اینکه در فاصله کمتر از نیم قرن پس از این اتفاق، در سال ۲۹۸ هجری، تاج‌گذاری امیراسماعیل سامانی و دوره سامانیان و عصر احیای زبان فارسی در خراسان آغاز شد، می‌افزاید: عملاً قدیمی‌ترین متونی که به زبان فارسی کتابت شده، در همین دوره یعنی از ابتدای دوره سامانی و در سده چهارم در حوزه‌های مختلفی؛ از جمله شعر و ادبیات، جغرافیا، تاریخ، تفسیر و ترجمه قرآن به زبان فارسی در خراسان تحت قلمرو سامانی نوشته شد و زبان فارسی در خراسان، آغازکننده ادبیات فارسی و رسمیت بخشیدن به زبانی برای اتحاد همه اقوام، فرهنگ‌ها و خرده‌فرهنگ‌های ایرانی بود. از این نظر بدیهی است که دست‌کم برای ۱۵۰ سال، نخستین متون مهم در همه حوزه‌ها در خراسان و به زبان فارسی دری کتابت شده است.
عضو هیئت علمی زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فردوسی مشهد در خصوص نقش شاعران و حکومت‌ها در تثبیت این زبان در خراسان بیان می‌کند: صفاریان آغازکننده این راه و به ویژه سامانیان، نخستین حکومت‌هایی بودند که از زبان فارسی به‌عنوان یک مظهر مقاومت فرهنگی استفاده کردند و موجب شدند ایرانیان هویت مستقلی از دیگر مسلمانان پیدا کنند. با توجه به اینکه دست‌کم در ۲۰۰ تا ۳۰۰ سال نخست؛ یعنی در سده‌های چهارم تا عصر مغول و به عبارتی اوایل سده هفت، دربار مهم‌ترین حوزه حمایت از نویسندگان، دانشمندان و پژوهشگران بود، نخستین متون پارسی اغلب در حوزه استقرار دربارها کتابت شده است. البته این دربارها محدود به خراسان نبودند و متون پارسی در بخش‌های پراکنده‌ای از سیستان تا عراق عجم و از عراق عجم تا آذربایجان و حتی بخش‌های غربی ایران و قلمرو دیلمی کتابت می‌شده؛ ولی دست‌کم تا قرن هفتم و آغاز حمله مغول و ویرانی خراسان، این منطقه در همه حوزه‌های کتابت به زبان فارسی نقش محوری داشت و بیشترین شاعران و نویسندگان طبیعتاً از خراسان برخاستند و تحت قلمرو حکومت‌هایی بودند که در آنجا شکل گرفتند. حتی پس از سامانیان که حکومت‌های تُرک را می‌بینیم مثل غزنویان، سلجوقیان و خوارزمشاهیان، حمایت از زبان و ادبیات فارسی در این دربارها تداوم پیدا می‌کند و حتی پس از آن در دربارهای مغول هم تا حدی ادامه این جریان را می‌بینیم.

هسته‌های نخست شکل‌گیری هویت ایران در خراسان است

قائمی با اشاره به نقشی که خراسان در روند شکل‌گیری و رشد زبان فارسی و تثبیت آن داشته، تصریح می‌کند: نخستین سبک ادبیات و هنر در زبان فارسی، معماری ایرانی، شعر و خوشنویسی، سبک خراسانی است و حوزه گفتمان و تفکر نیز تحت تأثیر جغرافیای فرهنگی خراسان بوده و بی‌شک نقش مهمی در تحول و شکل‌گیری زبان فارسی در حوزه‌های تفکری در هنر و ادبیات داشته است. ایرانی که ما امروز می‌شناسیم، هسته‌های نخست شکل‌گیرنده هویت در آن، در خراسان بوده و از این نظر خراسان نقش مهمی در هویت تاریخی، فرهنگی و سیاسی اجتماعی ایرانیان؛ به ویژه در هزار سال گذشته داشته است.
وی با بیان اینکه سبک‌های مربوط به ادبیات کلاسیک فارسی مثل خراسانی، عراقی، هندی، سبک وقوع و... سبک‌های شکل‌دهنده ادبیات کلاسیک ایران هستند، می‌گوید: برای توصیف سطوح مختلف زبانی، فکری، محتوایی و به ویژه بلاغی و هنری ادبیات و هنر، از اصطلاح سبک‌بندی استفاده می‌کنیم و اصولاً سبک‌ها و مکتب‌ها در هنر و ادبیات نه صرفاً در ایران؛ بلکه در هرجایی از فرهنگ بشری اغلب متعلق به جغرافیا و زمان خاص خودشان هستند؛ یعنی در دوره و جغرافیای خاصی تحت تأثیر شرایط و عوامل به‌خصوصی شکل می‌گیرند، در دورانی تداوم پیدا می‌کنند و در ادامه، جای خود را به سبک‌های جدید می‌دهند.
عضو هیئت علمی زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فردوسی مشهد ادامه می‌دهد: معمولاً سبک‌های مهم مانند سبک خراسانی، در دوره‌های مدرن نیز جریان‌های تازه‌ای از گفتمان، تفکر و خلق هنر و زیبایی را شکل می‌دهند و اتفاقاً ما نیز این روند را در ادبیات معاصر خودمان داریم؛ به ویژه در ادبیات معاصر، شاعران و نویسندگانی بودند که تحت تأثیر نوع تفکر و زیبایی‌شناسی سبک خراسان کهن قرار داشتند و حتی بعضی از پژوهشگران ادبیات معاصر از آن‌ها با عنوان «شاعران نوخراسانی» یاد می‌کنند. در میان شاعران نوپرداز معاصر، شاخص‌ترین آن‌ها افرادی مانند مهدی اخوان ثالث یا محمدرضا شفیعی کدکنی هستند که در خلق شعر نو و شعر نیمایی سعی می‌کردند طرز زبانی و ادبی سبک خراسانی را با گزاره‌ها و جهان‌بینی و زیبایی‌شناسی مدرن بازتولید کنند. به‌عنوان مثال ما در سبک شعر اخوان ثالث به نوعی پایه‌های ادبیات حماسی کلاسیک و جریان شاهنامه یا حتی ادبیات پهلوی را می‌بینیم یا در شعر نیمایی شفیعی کدکنی، بقایای شعر تغزلی و عرفانی خراسان کهن را می‌توانیم پیگیری کنیم. طبیعتاً نویسندگان و شاعران امروز هم می‌توانند با الهام گرفتن از منابع کهن و کلاسیک، زبان و گفتمانی نو را خلق کنند و از این نظر سبک خراسانی همچنان می‌تواند در آینده به شاعران و نویسندگان ما در ژانرهای مختلف در هنر و ادبیات کمک کند.
قائمی در خصوص جایگاه امروز خراسان در حفظ و گسترش زبان فارسی و پیوند فرهنگی میان ایران، افغانستان و تاجیکستان بیان می‌کند: خراسان امروز هم به‌عنوان یکی از حوزه‌های مهم فرهنگی در ایران و جهان، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. شاعران و نویسندگان خراسانی نه تنها در خراسان؛ بلکه در همه جای دنیا فعال‌اند و همچنان بخش عمده‌ شاعران، هنرمندان، فیلمسازان و نقاشان حوزه‌های مختلف هنر را تشکیل می‌دهند.

کمرنگ شدن پیوند فرهنگی جوامع فارسی‌زبان

وی می‌گوید: با این حال پیوند فرهنگی میان جوامع فارسی‌زبان در ایران، آسیای میانه و بخش‌های شرقی مثل افغانستان، پاکستان و هندوستان در قیاس با گذشته بسیار کمرنگ شده که دلایل سیاسی، مذهبی و اقتصادی اجتماعی در این فواصل نقش داشته و متأسفانه بخش‌ عمده ظرفیت‌هایی که ما برای پیوند فرهنگی در حوزه زبان فارسی در جغرافیای جهان امروز داریم، در دهه‌های اخیر از جانب مسئولان و مدیران فرهنگی مغفول واقع شده است. این مسئله و تأثیرپذیری منفی از ضعف‌هایی که ما در حوزه بین‌الملل داشتیم، ارتباط ما را از حیث پژوهشگران و دانشمندان علوم انسانی و همچنین هنرمندان، شاعران، نویسندگان و صاحبان هنر به سطح حداقلی از امکانات موجود تقلیل داده است. این وضعیت در آینده باید با تلاش، پشتکار و استفاده از ظرفیت‌های فضای مجازی که به مردمان این سرزمین‌ها می‌دهند، جبران شود.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha